شمس الدين محمد بن محمود آملي

140

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

باشد بايد غداء او مسخن و ملطف بود همچو لحوم عصافير و كبك بدارچينى و كمون و اگر دموى بود از چيزهائى كه مكثر خون بود اجتناب نمايد و اگر غذاء لطيف و غليظ خواهد جمع كند ، بيشتر اطبا برآنند كه تقديم غذاء غليظ واجب بود چه قوت هضم در قعر معده بيشتر است و هضم لطيف آسانتر و ميان ماهى و ماست جمع نكند چه آنسبب امراض مزمنه همچو جذام و فالج بود و ميان تخم مرغ و ماهى هم جمع نكند كه از آن درد دندان تولد كند و ميان ماست و شراب نيز هم جمع نكند چه از آن برص پديد آيد . و همچنين ميان گوشت مرغ و ماست به همين علت كه ياد كرده شد و ميان برنج و سركه هم جمع نشايد كرد زيرا كه از آن درد شكم خيزد و در عقب فصد نشايد كه مالحى تناول كند چه از آن جرب يا بهق حادث شود . و گفته‌اند نيز كه جمع ميان بريان سرد و انگور نشايد و همچنين ميان سركه و انار و چون رعايت غذا بوجهى كه كرده شد نموده باشد و پيوسته خود را از هوا نگاهدارد چنان كه بهر وقت كه سرما زده باشد جامه بيشتر در پوشد و در وقتى كه گرم شده باشد عرق كرده جامه از خود دور كند . و فى الجمله در شب و روز رعايت ملبوس بوجهى كند كه از سرما متاذى بشود و از براى تحليل مواد فضلى رياضتى كه مناسب او باشد بجاى آرد و خواب و بيدارى او باعتدال باشد و از اعراض نفسانى همچو غضب بافراط و هم و فزع و امثال آن خود را نگاهدارد و بوقت بهار اگر بفصد و اسهال محتاج بود مبادرت نمايد و از مسخنات و مرطبات احتراز كند و در تابستان طعام و شراب كمتر خورد و رياضت كمتر كند و در آفتاب ننشينند و مطفيات حرارت بسيار استعمال كنند و در پائيز از جماع بسيار و آب سرد و خواب در جاى سرد و سرماى بامداد و شب و اكل فواكه اجتناب نمايد و مجففات استعمال نكند و در اوايل او استفراغ مواد كند و چيزى خورد كه ترطيب او قوى باشد و تسخين او ضعيف و در زمستان از